پزشکی tumid
tumid
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او برای کاهش ورم، یخ را روی زانوی ورمدار گذاشت.
She applied ice to the tumid knee to reduce the swelling.
دکتر محل ورمدار روی بازوی او را با دقت معاینه کرد.
The doctor examined the tumid area on her arm carefully.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ورمدار» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/ورمدار